در ماه جاري محمود احمدينژاد براي نخستينبار از زمان تاسيس شوراي همكاري سران دول عربي خليج [فارس] بهعنوان رئيس دولت جمهوري اسلامي ايران در اين اجلاس حضور يافت و در جلسه افتتاحيه آن به سخنراني پرداخت. طبق معمول دو سال و نيم گذشته رسانههاي رسمي كشور در كنار رسانههاي وابسته به جريان اقتدارگرا به محض مخابره اين خبر دهل و سورنا در كف به پايكوبي براي فتحالفتوح! تازه دولت نهم پرداختند و در وصف حضور اين عزيز در اجلاس مزبور مديحهها سرودند و ظفرنامهها به نظم درآوردند و شادمانه فرياد برآوردند كه ديديد احمدينژاد چگونه بازي ايالات متحده در آناپوليس را بههم زد و دل آسوده داريد كه به مدد ديپلماسي، احمدينژاد ديگر در منطقه تنها نيستيم و دوستان و برادران شيخنشين چون كوه در كنار ما ايستادهاند و....
با اين همه بيانيه پاياني اجلاس سران دول عربي شوراي همكاري خليج [فارس] اما و اگرهايي را درباره اين سفر به همراه آورد و آنجا كه طبق روال چند سال گذشته كشورهاي عضو از موضع امارات عربي متحده در قبال جزاير سهگانه حمايت كرده به صورت تلويحي ايران را غاصب آن جزاير معرفي كردند. بدتر آنكه عبدالرحمن العطيه دبير كل اين شورا پا را از اين هم فراتر گذاشته اعلام ميكند پيششرط براي بررسي پيشنهادهاي احمدينژاد در سخنراني افتتاحيه خروج ايران از جزاير اشغالي! است (روزنامه قطري گلفنيوز، 23 آذر)
*استراتژي پركردن صندليهاي خالي
چندي پيش،منوچهر متكي وزير خارجه دولت نهم يكي از محوريترين راهبردهاي سياست خارجي دولت را پركردن صندليهاي خالي در مجامع بينالمللي اعلام كرد. بنابراين تحليل ميتوان چنين برداشت كرد كه طبق همين استراتژي رئيس دولت نهم براي خالي نماندن صندلي خود در اجلاس شوراي همكاري خليج [فارس] حضور يافته است. با اين حال اين پرسش كليدي مطرح ميشود كه در صورت دعوت از ايشان مشاوران رئيس دولت نهم و كارگزاران دستگاه ديپلماسي ايران چرا در اين زمينه [بيانيه پاياني اجلاس] كوتاهي كردهاند. در اين جا سه فرض بيشتر محتمل نيست. نخست اينكه ديپلماتهاي وزارت خارجه به خود زحمت نداده بودند كه مفاد پيشنويس اجلاس را مطالعه كنند، فرض دوم ميتواند بر اين پايه استوار باشد كه اصولاً آقايان پيشبيني صدور چنين بيانيهاي را نميكردند و فرض آخر آنكه آنها مساعي خود را صرف اصلاح بيانيه كردهاند، اما در اين زمينه توفيقي بهدست نياوردهاند. در صورت اثبات دو فرض نخست بايد به حال دستگاه ديپلماسي افسوس خورد و هدايتكنندگان اين دستگاه عريض و طويل را مواخذه كرد و از آنان پرسيد كه با اين همه هزينهاي كه از بودجه اين مملكت به خزانه اين دستگاه سرازير ميشود بود و نبود اين دستگاه چه توفيري براي منافع ملت دارد؟ و در صورت اثبات فرض سوم بايد با افرادي كه بيتوجه به نظر كارشناسان؛ با انجام چنين اقداماتي به امنيت و منافع ملي كشور آسيب ميرسانند برخورد شود.
حال اين پرسش مطرح ميشود كه با علم به مشكلات موجود چه عاملي سبب حضور احمدينژاد در اجلاس سران شوراي همكاري خليج [فارس] شده است؟
به اين پرسش ميتوان از وجوه متفاوتي پاسخ داد.
*اولين! بودن، مساله اين است!
با نگاهي به كارنامه دو سال ونيم گذشته احمدينژاد و حاميان وي به راحتي ميتوان مشاهده كرد كه يكي از مهمترين دغدغههاي آنها اين مساله است كه به هر صورت ممكن از واژه نخستين، بيشترين و... در تبليغات و گفتمان رسمي خود استفاه كند. با اين تحليل حق بدهيد كه اين عزيزان نتوانند از روياي نخستين حضور رئيس دولت ايران در اجلاس و همچنين نخستين سخنراني ايشان به اين سادگي ها صرفنظر كنند!
*سياست تهاجمي
بعضي از مقامات عاليرتبه كشور بر اين باورند كه سياست تهاجمي يعني سفرهاي متعدد خارجي و بيان رودررو و صريح راديكالترين مواضع در برابر مخاطبين با اين تعريف نيز شايد بتوان اين حركت را مورد توجه قرار داد؛ هرچند كه در سخنراني ارائه شده در اجلاس تلاش وافري صورت گرفته بود كه خداي ناكرده برادران همسايه و ميزبان به هيچعنوان رنجيده خاطر نشوند.
*ما منزوي نيستيم!
بسياري از حكومتهاي راديكال و حتي برخي رژيمهاي انقلابي با توجه به نوع روابط خود با جهان بدون واهمه از هزينههاي موجود بنا به ضرورت مواضعي را در جهت منافع ملي خود اتخاذ ميكنند كه با روابط جاري در عرصه بينالمللي هماهنگي ندارد و همين امر نيز باعث جداافتادگي آنها از جهان ميشود. با اين حال اين رژيمها هيچگاه داعيه عدم انزوا و حمايت اكثريت دولتها از خود را ندارند.
به نظر ميرسد در سيستم ديپلماتيك حاكميت يك دست از سويي قرار است شعارهاي راديكال بدون ضمانت اجرا داده شود و از سوي ديگر اعلام شود كه اين آمريكا و اروپا هستند كه منزوي شدهاند و ما هر روز با انبوه دعوتنامهها از سراسر جهان رو بهرو هستيم و در نتيجه براي اثبات اين ادعاها سفرهاي چند باره به ونزوئلا و سوريه انجام ميشود.
متاسفانه به نظر ميرسد كه مسوولين عرصه ديپلماتيك ما نه مرد حركتهاي انقلابي هستند و نه عقل معاشانديش ديپلماتيك را در برنامههاي خود دخالت ميدهند.
*صندلي اضافه
بنابر اخبار غيررسمي كه در برخي محافل به گوش ميرسيد اصولاً ميزبان قطري برنامهاي براي دعوت جناب احمدينژاد نداشت و اين سفارت ايران در قطر بوده كه با لابيهاي گسترده توانست موافقت طرف قطري را براي حضور احمدينژاد در اجلاس به دست آورد. اين خبر چند هفته گذشته توسط احمد توكلي عضو فراكسيون اكثريت مجلس تاييد شد.
در صورت صحت اين ماجرا به اعضاي شوراي همكاري خليج [فارس] نميتوان خرده گرفت كه چرا حق مهماننوازي را به جا نياوردهاند.
جالب اينكه قطر پس از اصرار احمدينژاد رئيسجمهور تركيه را نيز به اجلاس دعوت كرد كه وي حاضر به شركت در اين برنامه نشد. [فكر ميكنيد چرا مقامات ترك در اين جلسه شركت نكردند؟]
*اصولگرايي در منافع ملي
همه به ياد دارند هنگامي كه خاتمي در اجلاس سران خزر در قزاقستان مطلع شد نقشه اي در اين جلسه بر روي ديوار نصب شده كه حقوق ايران در آن ناديده گرفته شده است، حاضر به شركت در اجلاس نشد و ميزبان براي جلب رضايت خاتمي براي حضور در جلسه مجبور شد تا نقشه مزبور را از اجلاس خارج كند.
اين اقدام را مقايسه كنيد با اقدامات صورت گرفته در دو سال و نيم گذشته.
1- براي اينكه مقامات ارمني را راضي به دعوت از خودمان كنيم به مقامات ارمنستان تعهد ميدهيم كه به بناي يادبود كشتار ارامنه توسط تركان عثماني احترام بگذاريم، در حين سفر تازه متوجه ميشويم كه وارد چه بازي غيرمعقولي شدهايم و مجبور ميشويم سفر را نيمهتمام رها كنيم. 2- در اجلاس خزر به بهاي حضور سران چند كشور منطقه معاهدات 1921 و 1940 را به بايگاني تاريخ ميسپاريم.
3- به سبب انتشار يك مقاله در روزنامه كيهان عليه بحرين، مجبور ميشويم براي عذرخواهي و ابراز تاسف وزير خارجه كشورمان را بدون دعوت راهي آن كشور كنيم.
4- براي «نخستينبار»! رئيسجمهور در دانشگاهي سخنراني ميكند كه ميزبان و حاضران غيرمتعارفترين توهينها را در حق وي روا ميدارند.
5- يا مانند سفر اخير به قطر در اجلاسي شركت كنيم كه اعضاي آن به صراحت اعلام ميكنند ايران به بخشي از خاك ما چشم طمع دوخته است.
اينگونه موضعگيريهاي حاكميت يكدست ناخودآگاه اذهان را به ياد جمله فيلسوفانه صدراعظم مشهور فتحعلي شاه قاجار مياندازد كه در توجيه از دست دادن بخشي از دريا خزر ميفرمايند صحيح نيست كه به خاطر چند وجب آبشور كام شيرين همسايگانمان را تلخ كنيم. |