مسئله اي به نام جمهوري

سازمان از نگاه دیگران | عصر نو | صفحه اصلی
 
 كد خبر : 8791388/03/03 - 11:52:18 A.M

  مسئله اي به نام جمهوريPrint This Page!!!

انتخابات پارلماني در روسيه با پيروزي حزب متحد كه در راس آن ولاديمير پوتين رييس جمهوري كنوني اين كشور قرار دارد، به پايان رسيد. در اين انتخابات پر از انتقاد حزب حاكم روسيه موفق شد بار ديگر قدرت را در دستان خويش حفظ كند. گرچه بسياري از مخالفان در روسيه سلامت اين انتخابات را زير سئوال بردند تا جايی كه زيوگانف رهبر حزب كمونيست انتخابات اخير را كثيفترين انتخابات در تاريخ روسيه ناميده است. صرف نظر از آنچه رويداده گذشته است، اين انتخابات درسهايي براي سياستمداران و نخبگان سياسي ما اعم از اصلاح طلب، اقتدارگرا و محافظه كار دارد كه قصد داريم صرفنظر از هرگونه نگاه حزبي به آن بپردازيم.
بسياري پوتين را يك رهبر ديكتاتور خوانده اند. انتقادات شديدي در اين انتخابات به حاكمان كرملين وارد شده است. اتفاقات نادري چون بازداشت مخالفان و حمله به ستادهاي انتخاباتي براي نخست بار در تاريخ روسيه پس از فروپاشي شوروي رخ داده است كه البته براي وضعيت دموكراسي در روسيه مي تواند نگران كننده باشد، اما برگزاري اين انتخابات در روسيه و ساير كشورهاي شبيه به اين كشور نشان مي دهد كه همسويي ساختار تحزب و انتخابات ، يعني عمل انتخاباتي در چارچوب احزاب و لازم و ملزوم بودن حزب و انتخابات در عصر حاضر، به قانون و قاعده اي كلي در علم جامعه شناسي سياسي تبديل شده است. چنانچه اين قاعده رعايت نگردد اساسا نه حزب معنايي در ادبيات سياسي دارد و نه انتخابات واجد معنا خواهد بود. در انتخابات پارلماني روسيه پوتین به عنوان رييس جمهور و شخص اول روسيه در راديو و تلويزيون اين كشور ظاهر مي شود و صراحتا از مخالفان خويش انتقاد مي كند و از مردم مي خواهد تا به حزب او راي دهند. البته چنين رفتاري به لحاظ قوائد بازي دموكراتيك و رعايت فرصت برابر نامزدها اقدامي خلاف و نادرست باشد.در واقع در بسياري از دموكراسيهاي دنيا توزيع قدرت به گونه اي است كه هيچ حزب قانوني از داشتن فرصت برابر براي رقابت با حريف بي بهره نيست. بر اساس گزارشهاي رسيده از انتخابات روسيه قضاوت درباره اينكه شرايط براي برگزاري انتخابات در روسيه شرايط برابري بوده است يا خير، چندان دشوار نيست اما امروز در روسيه پذيرفته شده است كه حزب و انتخابات نمي توانند از يكديگر جدا باشند. بنابراين كسي در روسيه از اينكه رييس جمهور، رييس يك حزب سياسي است و براي حزب خويش چه قانوني و چه غير قانوني تبليغ مي كند متعجب نمي‌شود. اين جان كلام است.
انتخابات روسيه و حمايت پوتين از حزب خويش جداي از قضاوت درباره كم و كيف آن انتخابات، بهانه اي براي طرح اين موضوع شد كه هر كشوري كه مي خواهد با سيستم نوين حكومتداري كشور خويش را اداره كند. بايد به لوازم آن يعني حزب و انتخابات توامان با يكديگر پايبند باشد.
در جهان امروز هنوز كشورهايي هستند كه به گونه اي سنتي اداره مي شوند و اتفاقا در اطراف ما نيز قرار دارند. بسياري از شيخ نشينهاي خليج فارس هنوز به شيوه اي سنتي اداره مي شوند و اگر در تعدادي از آنها مجالس مشورتي ايجاد شده است، بيشتر جنبه فرمايشي دارد. اما در كشورهايي كه نظام دموكراتيك دارند احزاب حاضرند و مديريت كشور در اختيار سياستمداراني قرار دارد كه عضو اين احزاب هستند.در كشورهايي كه دموكراسي به شيوه پيشرفته تري اعمال مي شود، ميان نظام انتخاباتي و نظام حزبي يك ارتباط ارگانيك برقرار شده است، به گونه اي كه احزاب در انتخابات مبناي انتخاب راي دهندگان هستند اما اين قاعده در كشور ما كه با نظام جمهوري اداره مي شود و طبق قانون اساسي انتقال قدرت تنها با مكانيزيم انتخابات ميسر و فعاليت احزاب مشروع شناخته شده، سالهاست كه ناديده گرفته مي‌شود. در ابتداي پيروزي انقلاب چه ميان نيروهاي مذهبي و چه در گروههاي چپ و ليبرال اين قاعده جا افتاده بود كه احزاب محور فعاليت سياسي در كشور هستند و بسياري از نيروهاي سياسي و سران كشور عضو احزاب و گروههاي سياسي بودند. دكتر بهشتي رييس مجلس خبرگان قانون اساسي و رييس ديوان عالي كشور دبير كل حزب جمهوري اسلامي بود و پس از شهادت ايشان نيز آيت الله خامنه اي كه در آن زمان به عنوان رييس جمهوري برگزيده شدند جانشين مرحوم بهشتي در حزب جمهوري اسلامي شدند. مهندس بازرگان نخست وزير فقيد دولت موقت دبير كل نهضت آزادي بود. آيت الله هاشمي رفسنجاني رييس مجلس شوراي اسلامي عضو حزب جمهوري اسلامي بود. بسياري از مخالفان نيز در آن مقطع صاحب حزب و تشكيلات بودند و سخن خود را از مجراي حزب خويش بيان مي كردند. تنها استثنا در اين مورد ابوالحسن بني صدر بود كه هيچ گامي در جهت تاسيس حزب و يا تشكل سياسي برنداشت و با اينكه به مقام رييس جمهوري
رسيد اما معتقد بود كه داشتن روزنامه و تشكيل دفتر هماهنگي مردم با رئيس‌جمهور براي فعاليت سياسي وي كفايت مي كند. .
متاسفانه پس از گذشت سالها از آن دوران كوتاه ولي تاريخي و موثر، نگاه بني صدري به دفتر هماهنگي به‌جاي احزاب گفتمان سياسي اقتدارگراها در كشور تبديل شد و بسياري از فعالان سياسي و سران كشور از قرار گرفتن در تشكيلات و يا راه اندازي احزاب جدي و موثر و بيان سخن و مواضع از مجاري حزبي پرهيز كردند و كوشيدند با فرا حزبی نشان دادن خويش، شخصيت سياسي خود را از گزند آسيبها دور سازند.در حالي كه گذشت زمان نشان داد كه هيچ سياستمداري قادر نيست خود را در هياهوي تحولات كشور از هرگونه گزند و اتهام دورسازد. گرچه از دوم خرداد به اين سو تابوي فعاليت احزاب در كشور شكسته شد و احزاب جديدي پا به عرصه سياست گذاشتند اما هيچگاه از حمايت مستقيم كساني كه زمينه ساز توفيق آنها در انتخابات شدند بهره اي نبردند.
حمايت پوتين از حزب خويش شايد با توجه به شرايط برگزاري انتخابات در روسيه امري منفي تعبير شود، اما اين اقدام در شكل قانوني خويش اقدامي در جهت عمل به قواعد بازي حزبي است. به اين معنا كه حمايت يك رييس جمهور از حزبي كه خود نيز عضو آن است، نه تنها اقدامي مورد نكوهش نيست، بلكه در جهت تقويت احزاب و مردم‌سالاري در هر كشور است. متاسفانه در كشور ما عليرغم تجربه يكصد ساله مشروطيت و تجربه نزديك به 30 سال جمهوريت هنوز با مسئله‌اي بنام تحزب و انتخابات آزاد روبرو است.در روسيه پس از انقلاب اكتبر ساختار و ابزار حكومت مدرن از جمله حزب و تشكيلات و ساير ملزومات آن شكل گرفتند، اما تك‌حزبي و در واقع ديكتاتوري حزبي بود، در حالي كه ساختار حزبي و انتخابات بر پايه احزاب هنوز در ايران شكل نگرفته است. اين واقعيت بدين معناست كه در جامعه ما سياستمداران علاقه اي به پذيرش مسئوليت در قبال اعمالي كه انجام مي دهند، ندارند. برخي از سياستمداران كه به پستهاي مهمي نيز در كشور ما دست يافته اند تلاش زيادي به خرج مي دهند تا همفکران خود را به هر قيمتي وارد ساختار قدرت نمايند، اما براي انجام اين كار حاضر نيستند از اعتبار خود هزينه كنند و وقتي كه شايع مي شود يك مسئول بلند پايه از جريان خاصي در انتخابات حمايت كرده است آن را تكذيب مي كنند.1
برخي ديگر از سياستمداران نيز اصولا توجهي به اين موضوع ندارند كه حضور آنان در احزاب امري نه مكروه و حتي مستحب بلكه امري واجب است وبيشتر به فكر صيانت از نفس هستند. از منظر اين سياستمداران حمايت از احزاب به نوعي جناح گرايي است و اگر فردي در راس دولت قرار مي گيرد مجاز نيست خود را متعلق به آن جريان فكري بنامد، بلكه رييس جمهور همه مردم اعم از موافق و مخالف است. بنابراين تا زماني كه در مسند قدرت قرار دارد، استفاده از موقعيت خويش براي تقويت جايگاه هوادارانش را امري ناصواب مي پندارد. اين چنين خرده فرهنگهايي در فرهنگ سياسي ما بزرگترين آفت مردم‌سالاري و نظام جمهوریت در ایران و مانع بزرگي براي رشد نهادها و ساختارهای مدنی است.
پانوشت 1: يكي از دلايل مخالفت با تحزب، مخالفت با دمكراسي است، دليل ديگر اين است كه نهادهاي اجماعلي كه بايد بي‌طرف باشند، عملاً‌فعاليت حزبي مي‌كنند و براي پوشاندن آن، خود را فراجناح معرفي مي‌كنند و با استفاده از باندهاي بي‌نام و نشان به قدرت مي‌رسند و قدرت را حفظ مي‌كنند، ولي حاضر نيستند اين باندها را به حزب تبديل كنند، چرا كه در اين صورت اولاً عدم بي‌طرفي آنان برملا مي‌شود و ثانياً مجبورند يا نظير نظام‌هاي ديكتاتوري فقط حزب واحد داشته باشند و يا وجود احزاب ديگر را نيز به رسميت بشناسند.

   پايان خبر
[info] [at] [mojahedin-enghelab.org]
Masoud Ghoreishi مسعود قريشي