« ما يكى از سياستهاى اساسىمان قطع رابطه با آمريكا است. هرگز هم نگفتيم ما تا ابد قطع رابطه خواهيم بود؛ نه، هيچ دليلى ندارد كه تا ابد قطع رابطه با هر كشورى، با هر دولتى داشته باشيم. مسئله اين است كه شرايط اين دولت، به گونهاى است كه رابطه با او براى ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر كشورى به دنبال تعريف يك منفعتى ايجاد ميكند. آنجايى كه براى ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نميرويم، حالا اگر ضرر داشت، به طريق اولى دنبال رابطه نميرويم... آن روزى كه رابطه با آمريكا مفيد باشد، اول كسى كه بگويد رابطه را ايجاد بكنند، خود بنده هستم ».
متنی که خواندید بخشی از سخنان مقام رهبری در سفر اخیرشان به یزد است که در ديدار با دانشجويان دانشگاه های این استان مطرح کردند.
طرح مساله مذاكره با آمريكا و رابطه با اين كشور، از سوی رهبری نظام، در این دیدار، نشانگر اهمیتی است که این مساله و پیامدهای آن در میان مردم و مدیران کشور و به ویژه در میان گروه های مرجع جامعه، همچون دانشجویان و دانشگاهیان ایران دارد. مساله ای که از مهمترين مسایل سياست خارجي ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامي بوده و هست و سایه موثر آن همچنان بر دیگر مسایل ایران و جمهوری اسلامی سنگینی می کند و از همین رو نیازمند توجه همگان به روند و چگونگی فرآیند تصمیم گیری در باره این مساله ضروری و محسوس است.
حسب معمول ويه طورمعقول، برقراری و قطع رابطه میان کشورها، بر پایه منافع ملی آنها صورت می پذیرد، منافعی که در آن نیازها و واقعیت های داخلی و خارجی و بین المللی کشورها نیز مدنظر قرار می گیرد. در مساله رابطه ایران و آمریکا نیز شاهدیم آمریکا پس از اشغال سفارت آن كشور در 13 آبان 1358 اقدام به قطع رابطه با ایران کرد و این اقدام آمریکا با استقبال ایران روبرو شد. با این پیش فرض، که دو کشور در آن مقطع بر پایه منافع ملی اقدام به قطع رابطه با یکدیگر کرده اند، باید دید آیا همچنان شرایط در سال ها و مقاطع بعد نیز به همان گونه است و چرخ همچنان بر همان پاشنه می چرخد یا نه ؟ آیا اوضاع زمانه و واقعیت ها و نیازها ثابت مانده یا دگرگون شده است؟
حسب همین معمول معقول، و از آن جا که باید فرزند زمان خویشتن بود، پایتخت های دو کشور همواره به ویژه پس از کمرنگ شدن دلایل و شرایط زمانی قطع رابطه ، تا کنون همواره شرایطی برای آغاز مذاکره و سپس برقراری رابطه میان ایران و آمریکا اعلام کرده و می کنند، شرایطی که به نظر می رسد و عقل سلیم می گوید شایسته است بر پایه منافع ملی باشد و روشن است بررسی این موضوع که تا چه حد این شرایط ، مطابق منافع ملی باشد و هست کاری است که هم به دولت ها و هم ملت های دو کشور مربوط است و نباید و نمی توان به عنوان مثال آن را حریم ممنوعه مردم به ویژه افکار عمومی، صاحبنظران، احزاب و مطبوعات عنوان کرد.
"نباید" از این رو است که در جمهوری اسلامی که برخاسته از انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) و مکتب استقلال و آزادی است، حریم آزادی ملت و " امت امام " را سد کردن، خلف وعده حاکمان است. خدا را خوش نمی آید و زیبنده مردم و مسوولان نظام نیست.
" نمی توان" نیز از آن رو است که دست کم امروزه در عصر جهانی شدن و انقلاب ارتباطاتی، طرح " ایجاد حریم ممنوعه برای اندیشه و گفتار و نوشتار برای دیگران" با عقل و تدبیر حتی ساده هم، همخوانی ندارد.
اما چه کنیم که تجربه تلخ ما در این چند سال، از تلاش کسانی خبر می دهد که راضی نیستند به حکم عقل و منافع ملی گردن نهند و به تذکر صاحبنظران گوش دهند و واقعیت های امروز ایران و جهان را ببینند. اطلاعیه دادگستری تهران را در چند سال پیش پیرامون ممنوعیت بحث مذاکره و رابطه با آمریکا که آن را تابویی شکست ناپذیر برای جمهوری اسلامی و حریمی ممنوعه برای اصحاب اندیشه و قلم و بیان و احزاب و اشخاص، فرمان داده بود، یادمان نرفته است. آیا اطلاعیه نویسان و آمران و حامیانشان، آن را به یاد دارند؟
بگذریم، همین پارسال بود که مذاکره ایران با آمریکا، البته بر سر عراق ( خدا کند که بر پایه منافع ملی ایران بوده باشد ) آغاز شد و دو کشور اینک در آستانه چهارمین دور این گفت وگوها هستند. مذاکره با آمریکا، اینک به قدری عادی شده که آقا جواد لاریجانی که خاطره مذاکراتش با نیک براون انگلیسی قبل از دوم خرداد 76 علیه پیروزی سید محمد خاتمی، در تاریخ ما ماندگار شده، اعلام کرده که اگر لازم باشد حاضر است حتی در قعر جهنم هم با آمریکا مذاکره کند.
این از سرنوشت مداکره با آمریکا، که نه به موقع آغاز شد و نه بر پایه نیاز ایران و منافع ملی ما. خوب است آقایان مدافع اقدام به موقع و موضوع و نه اقدام با تاخیر و خارج از موضوع اصلی، صادقانه پاسخ دهند خواست دوستان عراقی و ایضا آمریکا برای این مذاکره، بیشتر دخیل بود یا خواست ایران و ایرانیان؟
می ترسیم همین موضع انفعالی و دیرکرد! با برقراری حریم ممنوعه برای بحث و بررسی در باره زمان و موضوع رابطه با آمریکا بر سر مساله رابطه با آمریکا که به یاری خدا دیگر تابو نیز نیست، بیاید. شما چه فکر می کنید؟
از همین رو است که می گوییم رابطه نیز برقرار می شود، چه از رفتار و گفتار دولتمردان کنونی پیدا است که بر خلاف دولتمردان دوران اصلاحات، برای اینان منع و تعقیب برداشته شده و عملی که برای گذشتگان حرام بود و تابو و خلاف ارزش، برای اینان مباح و ارزشی است و ما هم صد البته بخیل و مخالف نیستیم، اما آیا این که زمان و شرایط و روند و فرآیند این رابطه به چه میزان بر پایه منافع ملی خواهد بود و به چه میزان بر پایه نظر و توان کارشناسی جامعه، نیازمند آن است که مردم به ویژه احزاب و مطبوعات، طلاب و روحانیون، دانشجویان و دانشگاهیان و دیگر گروه های مرجع ملت ایران، در این بررسی مشارکت داشته باشند. اندیشه اینان را از رهبری ، جمهوری اسلامی و کشور دریغ نکنیم و مانع نشویم.
خوب است منافع ملی، نیازها و واقعیت های امروز ایران و جهان را در پس منافع مثبت رابطه با آمریکا گوشزد کنیم و نیز ملت را هم از پیامدهای منفی رابطه با آمریکا و جاسوسی سفارتخانه اش و مامورانش آگاه کنیم ، اما برای ادامه قطع رابطه با آمریکا، ملت ایران را از این پیامدهای منفی و هشدار در باره تجربه رابطه آمریکا با صدام و چین نترسانیم، مگر رابطه با انگلیس و روسیه و چین و ماچین، این پیامدهای منفی را ندارد که به آن تن داده ایم؟ به قول امام خمینی (ره) " آمریکا از شوروی بدتر، شوروی از آمریکا بدتر، انگلیس از هر دو بدتر، همه از هم بدتر"، اما همین امام، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با برقراری رابطه با همه کشورها موافق و به تعهدات میان کشورها پایبند و رابطه با آمریکا را هم تا خودآن دولت اقدام به قطع نکرد، از موضع عزت و قدرت ملت و کشور ایران، حفظ کرد.
رابطه و قطع رابطه اگر بر پایه منافع ملی و كنار هم قرار دادن سود و زیان آن باشد و سود آن برای ملت ایران یعنی منافع ملی کشور به هر دلیلی بر زیان آن بچربد ( ان شاء الله که به مصلحت هم هست!) باید با قدرت و عزت، آن را برقرار کرد و به افزونی پیامدهای مثبت رابطه با آمریکا بر پیامدهای منفی آن اشاره کرد و بهانه نیز نیاورد.
البته اگر این بهانه، عدم توان آقای احمدی نژاد و دولتمردانش در حفظ عزت و قدرت و منزلت ایران در برقراری رابطه با آمریکا به دلیل سیاست خارجی درشكل وصورت تهاجمی و ازنظر محتوا ماجراجويانه وشعاري ونهايتا منفعلند و ملتمسانه احمدی نژاد است (به سفرهای خارجی وی دقت فرمایید)، باید به جای حذف و پاک کردن صورت مساله، فکری به حال این دولت و مواضع ضعیفش ( از جمله در قبال حقوق ایران در خلیج فارس و دریای خزر، ادعاهای باطل شورای همکاری خلیج فارس در قبال جزایرسه گانه ایرانی خلیج فارس و ادعاهای دولت عراق! در قبال قرارداد 1975 الجزایر) کرد و نه آن که این رییس جمهور و دولت به آسانی و ارزانی از آبروی کشور انقلاب و نظام برای خود خرج کند، آن هم، ولخرجانه! آن چنان که در باره سیاست های غیر کارآمد داخلی و اقتصادی خود خرج می کند. |