نگاه سلطان صاحبقرانی

سازمان از نگاه دیگران | عصر نو | صفحه اصلی
 
 كد خبر : 9231388/03/03 - 12:51:12 P.M

 نگاه سلطان صاحبقرانیPrint This Page!!!

اگر توانايي‌ها و صلاحيت‌هاي فردي براي تصدي يك مسئوليت احراز نشود، نمي‌توان او را براي تصدي مسئوليت تأييد كرد. ...برخي مدعي مي‌شوند «اصل بر برائت افراد است، مگر اين كه خلافش ثابت شود»، طرح اين بحث پشتوانه حقوقي درستي ندارد. ... هنگام سپردن مسئوليت به افراد بحث از احراز صلاحيت مطرح مي‌شود و «احراز صلاحيت» يعني اين كه اثبات شود يك شخص صلاحيت اجراي يك مسئوليت را دارد. .. هيأت‌هاي اجرايي در مرحله نخست و هيأت‌هاي نظارت و شوراي نگهبان در مراحل بعدي وظيفه دارند، مانع ورود افراد غيرصالح به مجلس شوراي اسلامي شوند...(جنتی، دبیر شورای نگهبان-ایسنا ۱۹ آذر ۱۳۸۶)
اصل برائت، اصل درستي است و مبناي حقوقي و فقهي دارد اما اين مبناي حقوقي و فقهي در هنگام دادرسي به درد مي‌خورد نه در بررسی صلاحیت های نامزدهای انتخابات ...در اینجا اصل بر احراز صلاحیت است... (كعبي، عضو حقوقدان شوراي نگهبان –ايسنا 3دی 1386)
این دو اظهار نظر را می توان به عنوان عصاره انبوه موضعگیری های بخش های نظارتی دست اندرکار انتخابات درباره نحوه بررسی صلاحیت های نامزدها به شمار آورد. حتی می توان پا را از این نیز فرا تر نهاد وبا توجه به نوع مباحث مطرح شده توسط دیگر بخش های دخیل در انتخابات از هیات های اجرایی گرفته تا مسولان وزارت کشور ودولت نهم وحمایت سایر نهادها ودستگاه ها از جمله رئیس مجلس هفتم ونمایندگان حامی پروژه یکدست سازی حاکمیت از این اظهارات این گونه نتیجه گرفت که اصل "عدم برائت شهروندان است مگر اینکه خلاف آن اثبات شود" برای حضور در فعالیت های سیاسی واجتماعی از پایه های اصلی تفکر یکدست سازی حاکمیت در نظام جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود.
فارغ ازنقدهای حقوقی، اخلاقی ودینی که به بسیاری از استدلالات آقایان صورت گرفته و پای چوبین آنان را لرزانده است و خوانندگان گرامی مطمئنا در نشریات مختلف واز جمله شماره های گذشته عصر نو آنها را مطالعه کرده اند به نظر می آید که باید این اظهار نظرها را از منظری دیگر نیز مورد مداقه قرار داد.
در صدو پنجاه سال گذشته ایران به آوردگاه مبارزه دو تفکر با دو جهان بینی کاملا متفاوت بدل شده است که در هر دوره لباس ويژه آن زمان را به تن کرده اند. روزی در لباس استبدادخواهی ومشروطه خواهی روزی در لباس مشروعه خواهی ومشروطه خواهی، روز دیگر در هیات استقلال خواهی وبیگانه خواهی زمانی در لباس جمهوری اسلامی خواهی وسلطنت طلبی و در برهه ای دیگر در ردای مردمسالاری خواهی ویکه سالاری...
برای توصیف این چالش شاید بد نباشد که به این حكايت توجه کنیم نقل است روزی رعایای یکی از دهات اطرف تهران به محضرمبارک قبله عالم ناصرالدین شاه نامه ای فرستادند وضمن عرض مراتب ارادت وجانثاری، از مراحم همایونی در انتخاب والی آن منطقه ابراز رضایت وامتنان کردند . قبله عالم چون از مضمون نامه آگاهي يافت سخت برآشفت وبه فراشان دستور داد بی درنگ امضا کنندگان نامه را یافته آنها را فلک کنند. که گستاخی رعیت به کجا رسیده که درباره اعمال همایونی اظهار نظر کند!
شاید در وهله نخست به نظر آید که این حکایت به لطیفه ای تاریخی شبيه است که در آن بی اطلاعی و بی کفایتی شاهان دوره قاجار را به ریشخند گرفته است. اما اگر داستان را بیشتر مورد توجه قرار دهیم به نکته ای کلیدی دست خواهیم یافت که می توان بیان داشت که مهمترین نقطه چالش برانگیز آوردگاه فکری وسیاسی ایران در دو قرن گذشته بوده است.
شاید اگر به نوع جهان بینی سلطان قاجار توجه کنیم آن گاه نتوانیم به سادگی به این حکایت بخندیم واز کنار آن عبور کنیم.
از نظر سلطان صاحب قران کشور ایران ملک طلق ایشان بود و رعایای ممالک محروسه نیز افراد نابالغی به شمار می آمدند که مقدراتشان در کف با کفایت حضرت سلطان قرار داشت. آنها را چه به شناخت مصالح خود ،چه رسد به مصالح عاليه مملكت!
به فرض اگر باغی داشته باشید واز منطقه ای دیگر افرادی از شما تشکر کنند که چه باغبان خوبی دارید شما به آنها چه پاسخ خواهيد داد؟
در مقابل این جهان بینی، به ویژه در دو قرن اخیر جهان بینی دیگری نیز درایران نمود وبروز فروانی داشته است . این جهان بینی با تغییر بنیادین در نگاه خود به شهروندان از سویی کشور را ملک مشاع همه شهروندان می داند واز سوی دیگر آنها را افرادی رشید و غیر محتاج به قیم به شمار می آورد.
اگر به حوادث تاریخ معاصر ایران توجه کنیم شاهد خواهیم بود که نقاط عطف این دوران درست بر زمان تفوق هر کدام از این جهان بینی ها منطبق است. از صدور فرمان مشروطه گرفته تا استبداد صغیر واز انقلاب مشروطه تا کودتای رضاخانی واز ملی شدن نفت گرفته تا کودتای آمریکایی 28 مرداد...
اما می توان مهمترین آوردگاه رقابت این دو تفکر را در انقلاب اسلامی 57 جستجو كرد آنجا که رهبر انقلاب به صراحت اعلام کرد میزان رای ملت است.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي وانقراض سلطنت در ايران بسیاری بر این تصور بودند که دیگر باید تفکری که ملت را محجور ومملکت را ارث پدری خود می داند را در موزه های تاریخ سیاسی به نظاره بنشينند. اما با گذشت زمان ثابت شد که این تفکر بسیار ریشه دار تر از آن است که حتی با انقلابی چنین سترگ نیز از بین برود وبذرهای این علف هرز در هر زمینی دوباره وبه شیوه های جدید امکان رشد می یابد.
فکر می کنید نوع برخورد با بررسی صلاحیت های نامزدهای انتخابات در چند دوره اخیر مجلس وحذف غير همفكران جريان حاكم به بهانه اینکه نباید افراد به زعم دست اندرکاران انتخابات نا صالح! در معرض رای مردم قرار بگیرند نشان دهنده چیست؟
فکر می کنید اظهار نظر های فراقانونی درباره نامزدها و اعمال نظرات سلیقه ای وبدون استناد به مواد قانونی در مورد ممنوعیت شهروندان از حق مسلم آنها از کدام یک از دو جهان بینی مورد اشاره نشات می گیرد؟
فکر می کنید همه شهروندان را فاقد صلاحیت دانستن مگر آنکه خلاف آن اثبات شود به کدام تفکر نزدیک است؟
شاید همین پرسش ها باعث شده که بسیاری از دلسوزان ایران ،انقلاب و اسلام با ابراز نگرانی نسبت به وضعیت کنونی لب به اعتراض گشوده از انحراف ایجاد شده در برخی از آرمان هاي سال هاي نخست انقلاب احساس نگرانی می کنند؟
شاید همین امر باعث شده است که فردی چون آیت الله توسلی از یاران ونزدیکان امام در عاشورای امسال به صورت علنی هشدار دهد که 30 سال پس از وفات پیامبر خلافت اسلامی به سلطنت بدل شد مباد که سی سال پس از انقلاب، جمهوری اسلامی نیز دچار انحراف شود...؟
در پایان ازخوانندگان گرامی می پرسیم فکر می کنید که رسانه های رسمی ما که از بیت المال اراتزاق می کنند مبلغ کدام نگاه هستند؟

   پايان خبر
[info] [at] [mojahedin-enghelab.org]
Masoud Ghoreishi مسعود قريشي